bookmark

معنی زكاب

زكاب

بالفتح،سياهى كه بدان نويسند،بهرامى گويد: بيت جز تلخ و تيره آب نديدم بدان زمين حقا كه هيچ باز ندانستم از زكاب
(
فرهنگ رشیدی
, ص788)
sourceLink

به فتح اول بر وزن صواب مركب و سياهى باشد كه در دوات كنند و به عربى حبر و مداد گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص458)
sourceLink

بفتح اول رشيدى كفته سياهى كه بدان نويسند و اين بيت بهرامى سرخسى آورده كه كفته جز تلخ و تيره آب نديدم در آن زمين حقا كه هيچ باز ندانستم از زكاب مؤلف كويد سياهى كه بدان نويسند مبهم است مى‌تواند شد كه زكاب آب زاك باشد كه سياه‌كننده است يا مخفف آب زكال چه زكال بمعنى زغال است و حبر را شايد بزكاب تشبيه كرده باشد و اللّه اعلم
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص434)
sourceLink

بفتح زاى معجم «حبر» باشد كه فارسيان (آن را)مركب گويند.بهرامى گفت: بيت جز تلخ و تيره آب نديدم در آن زمين حقا كه هيچ باز ندانستم از زكاب
(
صحاح الفرس
, ص38)
sourceLink

- مركب باشد كه مداد نيز گويندش. مثالش استاد بهرامى مى‌فرمايد: شعر جز تلخ و تيره آب نديدم در آن زمين حقا كه هيچ باز ندانستم از زكاب
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص650)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سياهى دوات و مركب و مداد.و آب دهن و تف.و لعاب.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1766)
sourceLink

(اسم مرکب) مداد. حبر. سياهى كه در دوات كنند. مركب.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1576)
sourceLink

حبر را گويند؛بهرامى گفته است: جز تلخ و تيره آب نديدم درين زمين#حقا كه هيچ باز ندانستم از زكاب.
(
فرهنگ قواس
, ص9)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.